پيام
خاطرات من و الفور
92/7/1
خاطرات من و الفور
اخ جون جناب ابرار وبلاگ منو ديديد ؟
*ابرار*
سلام خواهرم.. بله ديدم.. جالب بود. ايشون با بنده دوست هستند.. البته مدتهاست بنده الفور نميام.
خاطرات من و الفور
پس بايد منو بشناسيد
*ابرار*
بنده مدير اتاق گفتمان ديني بودم.. توي اتاقهاي ديگه نمي اومدم.. به نظرم حتي در اتاقهاي مذهبي هم در الفور مواردي رعايت نميشه...
خاطرات من و الفور
خب درسته اما دليل نميشه ادم سنگرشو ترک کنه چون که يکي ديگه مشکل داره کار ماها مبارزات سايبري هست نبايد جا خالي کرد
*ابرار*
جا خالي نکردم.. در جاي ديگه مشغولم... به نظرم الفور در عادي سازي روابط محرم و نا محرم نقشش رو بخوبي ايفا ميکنه!
خاطرات من و الفور
و شما براي اينکه بتونيد اين ارتباطات رو بهبود ببخشيد و بين جوانان اثر داشته باشيد چه کرديد ؟آيا ترک محيط و گذاشتن جوانان به حال خود درست است ؟
*ابرار*
عجب! در حد توانم تلاش کردم و تذکر دادم ... بنده بيش از اين وظيفه اي ندارم... شايد ماندن توي چنين اتاقهائي تائيد رفتارشون تلقي بشه و بدتر از ترک اتاق..
خاطرات من و الفور
خب ترک اونجا جا رو براي کساني که مغز جوانان رو هدف قرار گرفته بازتر نميکنه ؟